استادی متفاوت...
شما رو نمی دونم.اما خودم خیلی برام پیش اومده بارها که برای کاری اقدام کرده ام ،هر بار بنا به دلایلی از جمله بی برنامگی در ساختار، کم کاری و بی مسئولیتی افرا د و...کارم لنگ مونده...آخرین بار،همین چند هفته ی پیش بود که برای گرفتن یه گواهی اشتغال تحصیل ناقابل 3 روز سرگردون بودم،در حالیکه روند معمول این قبیل کارها چیزی در حدود 2 تا 3 ساعت ونهایت یک نصفه روزه.همین بی مسئولتی باعث شد که من کم وکمش 3 روز از برنامه ام عقب افتادم...اینا رو گفتم تا بگم که خداروشکر! یکی پیدا شده که انگاری میخواد کارکنه!!!استاد مودب ومدیرگروه البته قانونمند وسختگیرمون رو می گم..دکتر مهدی حسینی که همین ترم از انگلستان!برگشت و واقعا با خودش همون نظام سخت اداری رو به امغان آورد...به قول خودش می گه که:" هر چیزی رو عوض کردن خیلی سخته!!!"از همین دست،عوض کردن سیستم اداری یک جایی مثل دانشگاهه!!! نمی خوام بگم که این استاد گل سر سبد اساتید گروه معدن و دانشکده مونه..اما واقعیت اینه که دیگه ،کمتراستادی از بی برنامگی ها و کیفیت پایین گروه و....می ناله...لا اقلش اینه که این استاد به اطلاعات وعلم روز اینترنتی !!! هم علاقه نشون می ده!!!چیزی که لااقل من شخصا از استادامون کمتر دیدم..استادهایی که بعضا یا صرفا خشک اند و یا صرفا بی محتوا که بعد از مدتی لوث می شوند!!! آره..این کتر حسینی ما کارش خیلی ردیفه!!!خیلی سخت گیره..اما هر چیز بنا به قانون به بهترین نحو عملی میشه! و کسی نمی تونه منکر این واقعیت بشه!!!استاد حسینی مون دلش از این همه بی نظمی پره و خودش اصرار داره که نهایت سعی اش رو می کنه و انصافا من هم حرف اون رو تصدیق می کنم.البته که پیاده کردن نظامی قانونمند در جامعه ای که دچار رخوته و همه ،به همه کس و همه چیزعادت کردن هم جسارت می خواد و هم پشتکار!!! و این استاد ما تو همین زمان کم هم نشون داده که هر دوتاشو داره!!!تنها یه کم وقت لازمه که ما بتونیم خودمون رو با منطق قانون مندی!! وفق بدیم و در این صورت هیچ کس از ما خرده نمی گیره و این اکمل حالات است!!! با این همه تعریف، این استادمون جای بسی خرده داره که قبلا در همین وبلاگ اونا رو گفته ام!!! من به نوبه ی خودم با این استاد بزرگ!!! همراه و برای ایشون آرزوی موفقیت دارم.کسی که به گفته ی خودش با وجود داشتن پیشنهادهایی خوب و ارزنده از جمله گروه دکتری معدن دانشگاه شاهرود اومده تا بمونه!!!! اومده تا اینجا رو بسازه و اومده تا ما رو قانونمند کنه.(خدا کنه لااقل به خاطر نمره ی نگهداری هم شده این متن رو ببینه!!!! J البته مهندس حیدری هم همین گونه است با این فرق که معمولا ستاره ی سهیله و کمتر به اوضاع درونی گروه و بچه ها تمایل نشون می ده و با این همه از بزرگترین اساتید دانشکده و گروه هستش که همه قبولش دارن...سنماری هم که می شه عشق اون به بچه ها رو از نگاش خوند و البته کمی باحاله!!!...ابی دیروز..سپنتای امروز....ایدون باد...



بی ذوق ها مطلب بنویسین دیگه..چقدر بی عرضه این.فقط بلدین برین شاهرود ...لا اله الا الله...!!!
تا آدم دیگه رو دیدی و دو تا آدم هم شما رو دیدن....دستگاهها و شرکتهایی که غالبا المانی و بعضا هندی و ...بودند.آدمایی که می شد فهمید که چقدر معدن و معدن کاری براشون مهمه(برخلاف این کشور)...شرکت هایی ایرونی که کم کم داشتن خودشون رو بالا می کشیدن.ناگفته نمونه که ما به خاطر خیل عظیم تحریمها نتونتسم ژذیرای کشورهای غول این زمینه مثل ایالات متحده باشیم...نبود کشورهایی چون استرالیا و ...هم نمود داشت..به هر حال امیدوارم تلاشها در این زمینه بیشتر و بهتر بشه و من و من هایی رو بیشتر امیدوار کنه که رشته و فیلد ردستی رو انتخاب کردم...ایدون باد....(سپنتا)










در این مجال مایلم چندی راجع به فعالیت زنان در معدن صحبت کنم.خیلی از دخترا که به دانشگاه شاید بعنوان یه برگه برده در هنگام خواستگاری نگاه بکنن و این مطلب زیاد هم بیراهه نیست و آمار هم تایید می کنه که بیش از 60 درصد فارغ التحصیلان دختر دانشگاه ،دنبال کار نمی روند و یا شاید شغل مناسب خود را پیدا نمی کنند و اینجاست که مشخص می شود که راه یافتن دختران به دانشگاه، صرفنظر از منافع ناشی از اقتصاد کلان ،کمتر مزیتی برای جامعه ی